قهرمان ميرزا عين السلطنه
7626
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
براى فاضل الملك فرستاده شده بود و آن بدذات نزد خود براى يك همچو روزى نگاه داشته بود . در آنجا ذكر شده بود دهات الموت ملكى اينجانب ، در حالى كه نه خط و نه امضاء پدرم را داشت . فقط مهر او بود . ديگرى سواد اجارهنامهء اميرآباد و فتحآباد ورامين بود كه به افخم الدوله داده بود . در آنجا هم همين عبارت نوشته شده بود . ما فورى وكيل خود را تغيير [ داديم ] . آقاى رضوى دوست و همسايهء خود را وكالت داديم و او يك لايحهء بسيار بسيار برجسته نوشته با سواد همه اسناد و مدارك صحيح به ديوان عالى تميز داده شد . اجرا سهمى سيصد و سيزده تومان پول از ما گرفت . رفعت السلطان به نوائى رسيد . فورى هم نواب عاليه سفرى با آن پول حلال به قم نمود . با سوقات زياد هم مراجعت كرد . همشيرهها دمى علم نمودند . آن مراودهء مختصر را هم با ما قطع كرده بناى پيغام و پسخان « 1 » شد . فوت نصير الدوله نصير الدوله در 4 رمضان 1349 - 4 بهمن 1309 به مرض سكته وفات كرد . خدا رحمتش كند مرد فاضل اديب اريب كامل العيارى بود كه من اگر بخواهم توصيف و مختصرى از شرح زندگانى او بدهم لااقل چند صفحه بايد كتابت كنم . نظير اين فضلا و ادبا و خوشمشربها ديگر نخواهد آمد ، يعنى دورهء ما به واسطهء تغييرات عمل نخواهد آورد . هريك از اين سنخ آدمها بروند عوض ندارد . شصت و دو سال داشت ولى چهل ساله مىنمود . ابدا مويش سفيد نشده ، دندانش عيب نكرده بود . از دو دفعه وزارت علوم خودش آثار خوب باقى گذاشته كه بايد رهين آن بود . نصير الدوله ميرزا احمد خان پسر عبد الوهاب خان آصف الدوله شيرازى بود . همشيره آذر خانم كه معروفه به شاهزاده نصير الدوله بود عيال او [ بود ] و صاحب چهار پسر است . هريك داخل مشاغل دولتى هستند . دو دختر او هردو بعد از وضع حمل وفات كردند كه غم و اندوه بىشمار به نصير الدوله و همشيره وارد شد . فوت نصير الدوله بر تجرى خانمها افزود و به هرجا ما ثبت اسناد داده بوديم به اغوا و تحريك رفعت السلطان اعتراض دادند . رفعت السلطان هم بعد از اخراج از عضويت عدليه سمت وكالت عدليه داشت و همشيرهها را مغرور به عمل خود نمود . نواب عاليه كه بعد از فوت مرحوم شاهزاده طهران آمده بود خانهء پسرش ميرزا اسمعيل خان كه در بانك ملى [ است ] و ماهى مبلغى [ حقوق ] دارد منزل داشت .
--> ( 1 ) - اين كلمه ظاهرا به صورت پيغامپسغام درست است . ظاهرا پسغام حالت اتباع دارد . ( ا . ا . )